بسم الله الرحمن الرحيم وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ       
امروز: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
کد خبر: ۲۵۰۹
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۹۱ - ۱۵:۴۲
تار در اصل، لفظي سانسكريت بوده و در آلات زهي به معني سيم، زه و يا ابريشم است. تار، سازي ايراني داراي نشانه هايي از اصالت هاي فرهنگي و قومي از آلات ذوات الاوتار مقيدات است. تار اساساً پنج سيمه بوده و متاخرين مانند درويش خان ،سيمي بر آن افزوده اند. برخي اختراع آن را به فارابي نسبت مي دهند. برخي بر اين عقيده اند كه تار از مشتقات تنبور يا سه تار است. گويند درويش خان به تقليد از مشتاق عليشاه كرماني كه سيم چهارم را به سه تار افزود، سيم ششم را به تار اضافه كرده است. بطور كلي تار از چند قسمت تشكيل شده: 1. كاسه: كه شبيه قلب مي باشد و بر روي آن پوست كشيده مي شود و خرك نيز بر روي اين قسمت قرار مي گيرد. 2. نقاره: كه به همان شكل قلب اما كوچكتر از كاسه به صورت قرينه در مقابل كاسه قرار دارد. 3. دسته: كه بطور معمول از چوب گردو با حدود 45 تا 50 سانتيمتر و بر روي آن استخوان پشت ماهي يا پاي شتر قرار مي دهند و پرده هاي ساز كه از جنس روده هستند با فواصل معيني بر روي دسته بسته مي شوند. 4. پنجه: در انتهاي ديگر دسته پنجه قرار دارد كه محل گوشي ها مي باشد. 5.گوشي: از جنس چوب بوده و تعداد آن 6 عدد براي تار امروزي است.