بسم الله الرحمن الرحيم وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ       
امروز: دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
کد خبر: ۴۹۴۸
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۲
رفتار دروغ آمیز بخشی از رفتارهای روزمره ما را تشکیل می‌دهد و جزء لایتجزای حیات اجتماعی ما شده است. همه ما می‌دانیم دروغ می‌گوییم، همه می‌دانیم مردم دروغ می‌گویند.

مرتضی کتبی استاد روان شناسی دانشگاه تهران به بررسی پدیده دروغ پرداخته و مطالب زیر را عنوان کردند.

رفتار دروغ آمیز بخشی از رفتارهای روزمره ما را تشکیل می‌دهد و جزء لایتجزای حیات اجتماعی ما شده است. همه ما می‌دانیم دروغ می‌گوییم، همه می‌دانیم مردم دروغ می‌گویند، همه می‌دانند ما دروغ می‌گوییم و بالاخره همه می‌دانند همه دروغ می‌گویند. وفاق اجتماعی بر این قرار است. دروغ رفتاری است که در فرایند تمام رفتارهای انسان‌ها ثبت شده، جا افتاده و در شرایط مختلف، به صورت‌های مختلف، با اشخاص مختلف به کار برده می‌شود. عمل دروغ را نه تنها در گفتار و نوشتار که در رفتار و کردار و در فکر و نگاه و سکوت هم می‌توان باز شناخت.دروغ یک پدیده روانی- اجتماعی تازه نیست و با آنکه هیچ گاه از نظر زمانی و مکانی دارای کم و کیف یکسانی نبوده است عمر آن شاید به بلندای عمر زبان و چه بسا به درازای تاریخ تفکر باشد، به طوری که می توان فرض کرد همیشه با انسان اجتماعی همراه بوده است. با غور و سیر در مثل‌ها ومتل ها، طنزها و کنایه ها، اشاره‌ها و استعاره ها، توبه نامه‌ها وندبه نامه‌ها و نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌ها می‌توان به حضور این پدیده در زندگی انسان‌ها از زمان‌های کهن تا به امروز پی برد و به عمق آمیختگی آن با روزمرگی زندگی آشنا شد. پدیده‌ای چنین ریشه دار را می‌توان در چارچوب تحلیلی مفهوم قدرت بهتر و آشکارتر تبیین کرد. چنانچه ما به مطالعه شرایطی که در آن مفهوم دروغ شکل می‌گیرد و رشد می‌کند و به صورت‌های گوناگون باری را از دوش عامل آن برمی‌دارد بپردازیم، به سادگی متوجه خواهیم شد که در صورت نبود قوانین عادلانه و روابط‌منصفانه، یکی از راه‌های ایستادگی در برابر زور برای رفع ظلم یا کسب آزادی، به کار گرفتن رفتار یا رفتارهایی است که شخص مظلوم، در موقعیت ضعف، برای پوشاندن واقعیت یا واقعیت‌ها در جهت تضعیف شخص ظالم به کار می‌گیرد. ظالم نیز می‌تواند به نوبه خود از همین حربه برای اعمال قدرت بیشتر و تحدید بیشتر آزادی مظلوم سود جوید. بنابراین دروغ و یا صورت‌های تابع آن می‌توانند به عنوان عامل گمراه کننده شخصی بر ضد شخص دیگر وارد عمل شود و حربه ای در دست ظالم (کاسب، توانگر، شوهر نامطمئن، رئیس سختگیرو...) و سلاحی در دست مظلوم (مشتری، مستمند، زن انتقامجو، کارمند متقلب، ...) باشد. بدیهی است که در این حرکت رفت و آمدی، مظلوم با پیشه کردن روشهای خدعه آمیز دفاعی به نوبه خود به موجودی ظالم تبدیل خواهد شد.چنانچه بخواهیم مفهوم قدرت را تنها در صحنه اجتماعی کشور خودمان مورد تحلیل قرار بدهیم با استاد همایون کاتوزیان هم آواز خواهیم شد که «در جامعه سنتی ایران، دولت از جامعه جدا بوده و نه فقط در راس بلکه در فوق آن قرار داشت ؛ در نتیجه - در تحلیل نهایی - دولت پایگاه و نقطه اتکای محکم و مداومی‌در درون اجتماع نداشته و به همین دلیل نیز از نظر طبقات مردم مشروعیت سیاسی نداشته و منافع آنان را نمایندگی نمی‌کرده است. به این ترتیب، همه حقوق اجتماعی مآلا در انحصار دولت بوده، و حقوقی که هر فرد، گروه و طبقه اجتماعی (و حتی کل جامعه) از آن برخوردار بوده، اساسا بر مبنای اجازه و اراده دولت قرار داشته، یعنی در حیطه امتیازی بوده که دولت درهر لحظه می‌توانسته آن را ملغی کند. یعنی قدرت دولت به هیچ سنت، عرف، قرارداد یا قانون مداومی‌منوط و مشروط نبوده و این درست معنای عادی واژه استبداد - یعنی خودرایی و خودسری - است».

پایان پیام/

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین
آخرین اخبار